ادراک


اگر یک روز، خیلی عادی هم باشد، صرفا یک حمل ونقل کاملا معمولی و بدون اتفاق، بازهم نمیتوان ساده از آن گذشت. دست کم دعاهایی که من و دوستانم میشنویم دنیای خاصی دارد. اگر یکی ازآنها فقط یکی مستجاب شود زندگی ما دگرگون خواهد شد . رها کردن مسافر و مهمان امام از رنجی هر چند کوتاه ، همراه شدن با آدمهای مختلف ، فکرها، اندیشه ها و لحن های متفاوت . دیدن خلوص نیات، خجالت ها، پررویی هاو گریه ها ... .

هر مهمانی که جابجا میکنیم باعث ادراکی خاص و معرفتی ویژه میشود، که به سادگی به لغت نمی آید و باید تجربه شود.

ادراک ویلچری!

البته انواع دیگری هم وجود دارد ، مثل ادراک رقص چرخ جلو، ادراک عدم یکنواختی وزن مسافر ...

این آخری : منظور این نیست که یک مسافر یکجایش چاق باشد و یکجایش لاغر یا ناهمگونی هندسی خاصی در اعضا و جوارح او به نظر آید، نه فقط آن بنده خدا میخواهد رعایت تو راننده را بکند تا فشار کمتری بیاورد به راننده و کمی جلوتر مینشیند یا تکیه نمیدهد و یا به شما پشت نمیکند و نیم بند مینشیند و یا... .

 همین لحظات است که آهسته آهسته این ادراک شکل میگرید و گاها به شهود یا ظهور علائم بالینی میانجامد.

 شهود واژگونی صندلی یا علائم بالینی شبیه کمر درد شانه درد و ... در راننده مفلوک.

---------------------------------------------------------------------------

اما گذر از شوخی

 هر زائر تجربه ایست یکباره، و هر مسافر لطفی از جانب خداست که تکرار نمی شود.

/ 1 نظر / 14 بازدید
فرنوش

پس یادم باشه پیر که شدم بیخودی روی ویلچر کج و کوله نشینم تا اون راننده بیچاره به علائم بالینی دچار نشه!!! آخه استعدادشو دارم که از این پیرها بشم[خرخون]